khob dar soorati ke nemishavad, nemishavad digar.esrar az che bab ast.tanha moshkelash ham hamin ast.tanha rah ham hamin ast.dar zendeganie ma rahi joz in nist.az koja mitavan farar kard.hame dar yek dayere im.khob che konam?ba ghame del?na!s
resid mozhde ke ayyame gham nakhahad mand
chenan namand o chenin ham nakhahad mand
kar hooloo nist(M.S.K.P)s
chera nazare khoosooosi midid?age edame bedid nazaraye khoosooositoono copy paste mikonam
P.N:farsi naneveshtam chon ajale daram.daram miram mashhad.kesi doa nemikhad?delam pake pake ha :D
اگه بخوام ادامه بدم فک کنم تا صب ادامه داره.
دوش می آمد و رخساره برافروخته بود.
فال.
خودم:
تا ز میخانه دمی نام و نشان خواهد بود سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
حلقه ی پیر مغان از ازلم در گوش اسـت بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود
بخت حافظ گر از این گونه مدد خواهد کرد زلف معشوقه به دست دگران خواهد بود
خودش(که می دونه و می خونه و بهش گفتم(کسی الکی واسه خودش نگیره این رو. اونی که ایران نیس!)):
صلاح کار کجا و من خراب کجا ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه ی سالوس کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا
قرار و خواب ز حافظ(صالح)طمع مدار ای دوست قرار چیست صبوری کدام و خواب کجا
یه تیکه هم از غیر منتظره می خواستم بنویسم که واقعا وخ نی.الآن ریاضی مهندسیم شروع شد.ببخشید.
بازم همون 1،2،3 ی همیشگی.همونی که بعدش می گن صدا میاد.
این شروع مجدد فقط به خاطر آقای خراط استاد محترم درس مبانی فناوری اطلاعات می باشه و بس.
امروز غر زد که مثلا شما دانشجوی IT هستین.
همین تا بعد.
چهره ات در برگ ها نهان بود
برگ ها را یکی یکی چیدم تا به کنارت بیایم
آخرین برگ را که چیدم، رفته بودی،
آن گاه،
از برگ های چیده شده گل تاجی بافتم
کسی را نداشتم تا به او بدهم
آن را...
از 11/مرداد ماه/ 1386 تا فردای آن روز یعنی 25/
شهریور ماه در دبیرستان نمونه دولتی خواجه نصیر الدین طوسی بزرگ شد. وز پی او پرده
های اشک پی در پی به جوش آمد، خروشان شد. همچون صخره های سرد و تیره به بازوی سترگ
او ضربه می زد و همچنان قامتش راست بود. در زندگی هیچ چیز را بیش از پنیر کالبر
نداشت. مادرش هم بود. ولی gen-2یش خراب بود، خوب نمی نوشت. تنها بلد بود فلوت
بزند. البته این کم نخواهد بود اما میوه هایم کال است، چه کنم که بی تو دل تنگم. 4100
متر رو ضربدر 2 کن حالا اگه مردی بگو شلوار فرناز چه رنگیه؟ اگه مردی بخر دیگه.
دیدی فقط خودتو می خوای؟ شنیدی چی گفت؟ همشو با اون بود، کل زندگی رو با اون بود.
هیچ راه چاره ای نداشت. هر 10 تا انگشتش با استخون و گوشت کنده شده بودند. صحنه عجیبی بود. ماشین قرمز. آژیر خطر. جانباز
موجی. ترسون ترسون از دوراهی اوسون. اونم نه با من که. همینا.
26/شهریور ماه/1387
ئشمثا ذشی نشقیه...ئؤنثا ذشی نشقیه ذش نایخثف...دثئهیخخدشئ ساشغشی ذثلشئ ئشتذخخق ذخخیشئ...شئش غث ظشقث بشقلا ئهنخدث...دش شسشد دثئهیخخدشئ...شا نث زاثلاشی ئشد ظشغشئ...شا نث زاثلاشی ئشد ذهزاشقشئ...دثئهناشئ...هد ظثدیثلهث مشدشفه قخ دثئهناشئ...اشمشئ شظ ناخیشئ رش هد ظثدیثلهث ئخظشناقشب فشق شظ ناخیشئ ذثاشئ ناخقیث...فشئخخئثسا نخد...غث ظشقث ئخخدیث...غث ظشقث!!!